خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

78

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

دو نكته 1 - براى تشخيص اين‌كه آيا يك مقوله ، اضافه است يا مقولهء ديگرى است كه اضافه بر آن عارض شده ، يك راه وجود دارد : اگر امر مشتبه از مقولهء ديگرى باشد كه اضافه بر آن عارض شده در صورتى كه يك نوع از آن را با يك شخص مقايسه و نسبت‌سنجى كنيم ، مىبينيم كه اضافه‌اى وجود ندارد . اما اگر آن امر مشتبه از مقولهء اضافه باشد ، بدون اضافه ، اصلا قابل تصور نخواهد بود . براى نمونه ، علم را درنظر بگيريد . علم جنس است ، اضافهء به معلوم مىشود ، اما نوع علم خالى از اضافه است ، زيرا مثلا طب كه يك نوع از علوم است ، به چيز ديگرى طب نيست ، بلكه خودبه‌خود طب است . اما در مورد اين‌كه نوع مضاف باشد ولى فرد و شخص آن نوع بدون اضافه باشد ، مىتوانيم به « سر » مثال بزنيم ، زيرا سر همواره به صاحب سر اضافه مىشود ، اما هنگامى كه يك فرد مشخص آن را در نظر مىگيريم ، مانند سر زيد به چيز ديگرى اضافه نشده است . 2 - پيدايى شدت و ضعف در مقولهء مضاف ، تابع مقولاتى است كه مضاف بر آن‌ها عارض مىشود . فصل هفتم : بقيهء مقولات بعضى گفته‌اند مقوله‌هاى ذيل همراه با مقولهء اضافه يا بدون مقولهء اضافه ، همگى انواع يك جنس عالى هستند و آن عبارت است از « نسبت » ولى اين سخن ضعيف است ، زيرا با تأمل درمىيابيم كه « نسبت » ، ماهيت اين مقوله‌ها نيست . اين مقولات عبارتند از : 1 - مقولهء وضع و نسبت : و آن عبارت از هيأتى است كه به خاطر نسبت اجزاى يك مركب با همديگر و نيز نسبت آن اجزا با جهات عالم ، براى پديدهء مركب حاصل مىشود ، مانند برخاستن و نشستن ، بر پشت خوابيدن و بر رو خوابيدن و جز اين‌ها . اختلاف ميان اوضاع به دو صورت ممكن است : الف - اختلاف به عدد ، مانند اوضاعى كه به خاطر انقلاب سطوح براى مكعب پيش